الملا فتح الله الكاشاني

201

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ ) * پس بازداشت خداى دستهاى ايشان را از شما و رد مضرت ايشان كرد از شما و بعضى بر آنند كه نزول آيه در قصهء بنى نضير است كه قصد آن حضرت كردند در وقتى كه بحصار ايشان رفته بود جهة ديه عامريان و شرح اين قصه در سورهء حشر خواهد آمد انشاء اللَّه تعالى و گويند صفوان بن اميه بمشاورت قريش شخصى را كه نام او عمرو بن وهب الجمحى بود بمدينه فرستاد تا فرصت نگاهداشته رسول ( ص ) را بقتل رساند وى بيامد و نزديك آن حضرت ساعتى توقف كرد چون مجلس خفيف شد رسول تيغى كشيده در دست داشت عمرو گفت اين تيغ را به من ده تا به بينم حضرت تيغ را به او داد وى تيغ را گرفته گفت يا محمد ( ص ) من يمنعك منى حضرت فرمود اللَّه يمنعنى پس خواست تا تيغ را بر سر رسول فرود آورد چندان كه سعى كرد دستش اصلا حركت نميكرد وى تيغ از دست بيفكند و گفت ( اشهد ان لا إله الا اللَّه و اشهد انك رسول اللَّه ) پس اين آيه نزول يافت و نزد بعضى ديگر در عسفان فرود آمد وقتى كه رسول ( ص ) با اصحاب از نماز ظهر فارغ شده بودند مشركان ندامت خوردند كه چرا در چنين مشغولى بر رسول ( ص ) و اصحاب او نريختيم و چون به نماز عصر مشغول گشتند قصد كردند كه دست بردى كنند حقتعالى شر ايشان را دفع كرد بانزال صلاة خوف و بعد از آن بانزال اين آيه عرض امتنان فرمود و بر كفران اين نعمت تهديد نموده فرمود كه * ( وَاتَّقُوا اللَّه ) * و بترسيد از كفران اين نعمتها * ( وَعَلَى اللَّه ) * و بر خداى نه بر غير او * ( فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ) * پس بايد كه توكل كنند مؤمنان چه او كافى است در ايصال خير و دفع شر و چون حقتعالى در اين آيه تبيين خيانت نمود و قصد ايشان بقتل سيد عالم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم و بيان حقتعالى شر ايشان را از آن حضرت در عقب آن ذكر احوال يهود و خبث سراير و قبح عادت ايشان در خيانت با رسل به جهت تسليهء نبى خود و فرمود كه * ( وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّه ) * و بتحقيق كه فرا گرفت خداى * ( مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ ) * پيمان محكم بنى اسرائيل را در موافقت موسى و محاربهء با جباران * ( وَبَعَثْنا مِنْهُمُ ) * و برانگيختم براى ايشان * ( اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً ) * دوازده مهتر را كه هر يك نقب كنند و تفتيش احوال قوم خود كنند و يا ضمان و پابند وفاى قوم خود شوند بدان پيمان و در مجمع آورده كه نقبا در اصل بمعنى ثقب واسع است و نقيب امرى مانند كفيل و ضمين آنست كه نقب و كشف نمايد از اسرار و مكنون اضمار و منه ( نقاب المرأة و منه المناقب اى الفضائل لانها تظهر بالتنقيب عليها ) و گويند كه ايشان را به آن اعتبار نقيب گفتند كه مأمور شدند به آنكه تجسس و تفتيش احوال جباران كنند و جستجو نموده ايشان را بدست آرند و بقتل رسانند و چون اسباط يعقوب